تبليغاتX
. "لبیک با خامنه ای " لبیک با حسین است " "لبیک با خامنه ای " لبیک با حسین است "
.
اس ....

ارسال پیامک انبوه (تبلیغاتی) به سراسر ایران و مازندران  


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه نهم آذر 1390 ساعت 8:23. -


در پی اهانت به ساحت مقدس امام هادی علیه السلام علیرضا قزوه شاعر نام آشنای کشور با سرودن شعری که در وبلاگ عشق علیه السلام منتشر کرده اینچنین می گوید:   
  
 بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 

مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

 جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 

مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

                           نه ،  خفاشش!


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 9:59. -


حکم ارتداد یک خواننده ایرانی صادر شد + عکس
خبرگزاری فارس:  به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.
 
 
 

 
 به دنبال جسارت شاهین نجفی، از خواننده های رپ،در ترانه ای به اسم "نقی"، به امام هادی (ع) حکم ارتداد او توسط آیت الله صافی صادر شد.


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 7:51. -


دانشگاه تربیت مدرس نور ومیزبانی ازمهمانان شهدای شهرستان نور


 گرامیداشت یادو خاطره 638 شهید عملیات والفجر8 و 2 شهید گمنام دانشگاه همراه با مداحی،سخنرانی وخاطره گوئی برگزار می گردد.
 
 
 
برادر وخواهر ناشناخته ام!
ماشمارا برای شنیدن خاطرات
اسوه های مقاومت وپایداری
اصحاب عاشورائی حضرت امام(ره)می خوانیم.
بیائید بشنویم تاشاید به کاروان لاله های فاطمی(س)برسیم.
 
سخنران: حاج مجتبی شاکری(جانبازدفاع مقدس)
  راوی:سردارحاج حسین کاجی(مسئول تفحص لشگر17علی بن ابی طالب)
روضه خوان:حاج سلمان صابری(از تهران)
قرارگاه دل های بیقرار:شهرستان نور-دانشگاه تربیت مدرس(دانشکده منابع طبیعی وعلوم دریایی)
پنجشنبه 21 اردیبهشت 91  ساعت 20:45 بصرف شام


 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 18:34. -


دردل‌های کودکانه فرزند شهید قشقایی در گفت‌وگو با فارس

دلم برای مهربانی‌های بابا تنگ شده/به شهادت پدرم افتخار می‌کنم

خبرگزاری فارس: فرزند شهید «رضا قشقایی» گفت: از شهادت پدرم، یک احساس خوب نسبت به این موضوع دارم و یک احساس بد. احساس خوبم به خاطر این است که پدرم شهید شده و جای خوبی پیش خدا دارد و من به او افتخار می‌کنم؛ و احساس بدم برای این است که بابا دیگر پیشم نیست و خیلی دلم برایش تنگ می‌شود.


محمدحسین قشقایی تنها فرزند شهید رضا قشقایی که در حادثه تروریستی دی‌ماه سال گذشته به همراه شهید «مصطفی احمدی روشن» به شهادت رسید، در گفت‌وگو با خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، با زبان کودکانه خود از پدری می‌گوید که حالا چند ماهی است سایه‌اش از سر او جدا شده و او در تنهایی‌هایش با پدر نجوا می‌کند.

محمدحسین که حالا 10 ساله و در مقطع چهارم ابتدایی مدرسه پیمان ظهیرآباد شهرری درس می‌خواند و با اینکه سن و سال کمی دارد اما بیان زیبا و شیوایی دارد. از او می‌خواهم از خاطرات در کنار پدر بودن بگوید که جواب می‌دهد چیز زیادی به یاد ندارم اما، چیزی که از بابا در خاطرم هست از دوران کودکستان است. 

بابا همیشه مرا صبح‌ها به کودکستان می‌برد و در طول راه با من بازی‌ هم می‌کرد؛ گاهی دنبال می‌دوید اما من همیشه از او جلوتر بودم. این برای من خیلی لذت‌ داشت که پدرم با من بازی می‌کرد.

محمدحسین ادامه می‌دهد: پدرم همیشه با اینکه مشغله کاری‌اش زیاد بود اما روز تولدم را که هفتم فروردین است فراموش نمی‌کرد و همیشه هدیه‌ای برای من می‌خرید و مرا خوشحال می‌کرد. اگر هم فراموش می‌کرد حتما یک جوری جبران می‌کرد و خاطره این مهربانی‌هایش را هرگز فراموش نمی‌کنم.

فرزند شهید قشقایی گفت: با اینکه گاهی شیطنت‌های کودکانه هم می‌کردم اما او هرگز عصبانی نمی‌شد و همیشه به من توصیه می‌کرد: "در انتخاب دوستانت خیلی دقت کن".

از شهادت پدرم، یک احساس خوب نسبت به این موضوع دارم و یک احساس بد. احساس خوبم به خاطر این است که پدرم شهید شده و جای خوبی پیش خدا دارد و من به او افتخار می‌کنم؛ و احساس بدم برای این است که بابا دیگر پیشم نیست و خیلی دلم برایش تنگ می‌شود.

امیرحسین گفت: حالا هر وقت احساس نبودنش را می‌کنم در گوشه‌ای می‌نشینم و با او درد دل می‌کنم.




 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 12:29. -


حکایتی شنیدنی از کاروان راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!

حکایتی شنیدنی از کاروان راهیان نور/ حاج آقا باید برقصه!

وبلاگ محجبه ها فرشته اند نوشت: این خاطره را همان سال ۸۷ در اتوبوسی که راهی نور بود، از یکی از راویان نورانی شنیدم که خواندنش بعد از سه سال هنوز مو به تنم سیخ می‌کند... بخوانیدش که قطعا خالی از لطف نیست:

"چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یکی از دانشگاه‌های بزرگ کشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند که هیچ کدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم که دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.

اخلاق‌شان را هم که نپرس... حتی اجازه یک کلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌کردند و آوازهای آن‌چنانی بود که...

از هر دری خواستم وارد شوم، نشد که نشد؛ یعنی نگذاشتند که بشود...

دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌کار خاطره و روایت نیست که نیست!

باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فکری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...

سپردم به خودشان و شروع کردم.

گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!

خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟

گفتم: آره!!!

گفتند: حالا چه شرطی؟

گفتم: من شما را به یکی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا کردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل کنید.

گفتند: اگر نتوانستی معجزه کنی، چه؟

گفتم: هرچه شما بگویید.

گفتند: با همین چفیه‌ای که به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌کنی به رقصیدن!!!

اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوکه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره کار را به آن‌ها سپردم و قبول کردم.

دوباره همه‌شون زدند زیر خنده که چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...

در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم که نکند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نکند مجبور شوم...! دائم در ذکر و توسل بودم و از شهدا کمک می‌خواستم...

می‌دانستم در اثر یک حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...

از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌کنند، چه رسد به معجزه!!!

به طلائیه که رسیدیم، همه‌شان را جمع کردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها که دست‌بردار نبودند! حتی یک لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبک و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌کردند.

کنار قبور مطهر شهدای طلائیه که رسیدیم، یک نفر از بین جمعیت گفت: پس کو این معجزه حاج آقا! ما که این‌جا جز خاک و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع کردند: حاج آقا باید برقصه...

برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یکی از بچه‌ها خواستم یک لیوان آب بدهد.

آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...

تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد... عطری که هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری که طلائیه را پر کرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...

همه‌شان روی خاک افتادند و غرق اشک شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه کردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند کنم. قصد کرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با کلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاک دنیا بلند کردم ...

به اتوبوس که رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل کردم، حالا نوبت شماست، که دیدم روسری‌ها کاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌کند.

هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌کردند...

پرسیدم: به کجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.

سال بعد که برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها کرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."





 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 9:37. -


امام خامنه ای: شهدا مثل آیه های قرآن مقدسند.

یادواره سرداران شهید محمدزاده

shahidan_2-1336254381.jpgshahidan_3-1336254471.jpgshahidan_1-1336254286.jpg

چهارشنبه :

شب خاطره با حضور فرماندهان و رزمندگان لشکر 25 کربلا

20 اردیبهشت 91 - بعدازنماز مغرب و عشاء

مکان:مسجدجامع شهرستان محمودآباد

بامداحی : حاج حسین هوشیار

-----------------------------

پنجشنبه :

برگزاری یادواره شهدا:21 اردیبهشت ساعت 10 صبح

سخنران : حجه الاسلام والمسلمین صدیقی امام جمعه تهران

مداح :  حاج سعید حدادیان

مکان:مسجدجامع شهرستان محمودآباد


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:21. -


تنها شهید گمنام مازندران که .....

 ماجرای تنها

شهید گمنامی

 که نام دارد اما نشانی ندارد!

تنها شهید گمنام مازندران است  در روستای کرسی آرمیده
 
                              که نام و شهرتش معلوم است،
 
                                                     اما کسی از زادگاه و موطنش خبر ندارد.

 داستان یک غریب و چگونگی غربتش. ماجرای شهید گمنام روستای کرسی بلده نور. تنها شهید گمنامی که نام دارد اما نشانی ندارد.

نیمه های جاده هراز، مسیر انحرافی و میانبری به سمت بلده نور باز میشود. در میانه های این مسیر راه شوسه ای تو را از جاده ی اصلی به سمت روستایی می برد به نام کرسی و در گلزار شهدای آن شهید گمنامی می بینی که روی سنگ مزارش نوشته است: قنبر ذوقی. او تنها شهید گمنام مازندران است که نام و شهرتش معلوم است، اما کسی از زادگاه و موطنش خبر ندارد.

ماجرا از این قرار بود که در یکی از پادگانهای ارتش، دو سرباز رشید و دلیر خدمت میکردند که نام و شهرت هردوی آنها قنبر ذوقی بود و جالب تر این که این دو سرباز در یک گردان و یک گروهان هم خدمت بودند. یکی از این دو مازندرانی و اهل روستای کرسیِ نور بود. از قضا در عملیاتی هر دوی آنها به شهادت می رسند. پیکر مطهر و پاک قنبر علی ذوقی نوری، دیرتر پیدا میشود. از این رو دوست هم خدمت و هم نامش را به اشتباه از آنجایی که طوری جراحت برداشته بود که قابل شناسایی نبود، به جای او به روستای کرسی میبرند و پس از تشییع باشکوهی به خاک میسپارند.

‏‎درست در هفتمین روز مراسم شهادت و خاکسپاری این شهید بزرگوار، پیکر شهید قنبر علی ذوقی نوری را که اهل روستای کرسی بود، به زادگاهش می آورند و پس از شناسایی کامل و دقیق به خانواده اش تحویل میدهند، اما از آنجایی که جز نام، دیگر مشخصات و پلاک شناسایی شهید گمنام ذوقی مفقود شده بود و نمیدانستند اعزامی از کدام شهر میباشد،ناگزیر او را در همان روستای کرسی مهمان دائمی مردم خونگرم و باصفایش کردند و در همانجا برای همیشه ماندگار شد. تا خدا چه بخواهد.

شهید گمنام روستای کرسی غریب نیست، چون مردم اینجا او را در میان دل خود جای دادند. برای خانواده بزرگوار شهید ذوقی نیز، او مانند پسر شهیدشان می باشد، اما ماجرای غربت او بسیار تأثر برانگیز است و دلهای سوخته را به درد می آورد.

ماجرای غربت او بی شباهت به ماجرای غربت مولایش ثامن الائمه، امام علی بن موسی الرضا نیست. آن گونه که این امام همام نیز نام و نشان داشت و برای همه آشنا بود، لیکن پیکر پاک و مطهرش پس از شهادت به شهر و دیار خویش بازنگشت و در غربت به خاک سپرده شد.


 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ساعت 18:13. -


نوجوانی شهید ابراهیم امیرعباسی

مادر بهش گفت: ابراهیم، سرما اذیتت نمی کنه؟

گفت: نه مادر، هوا خیلی سرد نیست.

هوا خیلی سرد بود، ولی نمی خواست ما را توی خرج بیندازد.

دلم نیامد؛ همان روز رفتم و یک کلاه برایش خریدم. صبح فردا، کلاه را سرش کشید و رفت. ظهر که برگشت، بدون کلاه بود!

گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگر بگم، دعوام نمی کنی؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چیکارش کردی؟

گفت: یکی از بچه های مدرسه مون با دمپایی میاد؛ امروز سرما خورده بود؛ دیدم کلاه برای اون واجب تره.


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 19:29. -


حجاب

داشتم تو گلزار شهدا قدم میزدم...
یهو چشمم به مزارش افتاد...
حمید رضا رو میگم...
جمله اش تو گوشم بود...
مجوز ورود تو به بهشت...
فقط همین...

خواهرم! حجاب مجوز ورود تو به بهشت است آیا واقعا بهشت را نمی خواهی؟
شهید حمید رضا نظام


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 19:25. -


بنام خدای اعصاب و روان

بنام خدای جانباز 

بنام خدای نفسهای شیمیایی و ریه های از کار افتاده 

بنام خدای اعصاب و روان، بنام خدای باقی الشهدا 

سیدهادی کسایی زاده را بشناسید. به جرأت میگویم دغدغه مندترین، پیگیرترین، شجاع ترین خبرنگار و فعال حقوق جانبازان. بارها در وبلاگش خوانده ایم که جانباز در آغوشش یا بر دستانش شهید شده است اما این بار او از جانبازی میگوید که از آن به عنوان تلخ ترین مصاحبه کاریش نام می برد، این بار جانباز بعد از مصاحبه شهید شد :   

 

تلخ ترین مصاحبه خبری 

                 جانبازی که بعد از گفت‌وگو با من شهید شد   

وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران- کسایی زاده: این گفت‌وگو را در حالی می نویسم که هنوز چند ساعت از گفت‌وگوی من با جانباز رستمیان نگذشته است که همسر جانباز تماس گرفت و گفت جانباز شهید شد. این گفت‌وگو را در حالی می نویسم که اشکهایم برای مظلومیت جانبازان گمنام سالهاست جاری است و قلمم برای آنان به حرکت افتاده به امید روزی که ایثارگران گمنام ایران هم روزی دیده شوند.  

ید‌الله رستمیان رزمنده 43 ساله سرپل ذهاب است که در سن نوجوانی پدرش را در حمله هوایی دشمن از دست داد و فرزند شهید شد ولی وقتی بزرگ‌تر شد به جبهه رفت و امروز به دلیل تشدید عوارض موج انفجار و مصدومیت شیمیایی 500 روزی است که در بیمارستان پاستور نو تهران بستری است. اما افسوس که نه درصد جانبازی دارد تا بتوان قانوناً به او جانباز گفت و نه می‌تواند خاطراتش را بازگو کند

شاید اگر همسر جانباز نبود هیچ‌گاه نمی توانستیم یکی دیگر از قهرمانان وطن و گنجینه های هشت سال دفاع مقدس را پیدا کنیم. قرارمان ساعت 12 ظهر طبقه چهارم بیمارستان پاستور نو تهران بود. همسر جانباز به هر زحمتی بود توانست فرزندانش را خانه مادر بگذارد و 12 ساعت مسیر طولانی سرپل ذهاب تا تهران را طی کند تا زمان مصاحبه در کنار همسرش باشد. من تنها نبودم و برای دیدن این جانباز با دوستانم به دستبوسی رسیدیم.  

جانباز رستمیان و همسرش با دیدن ما خوشحال شدند و انگار روحیه تازه‌ای گرفتند چرا که سالها بود کسی به چشم جانباز و خانواده ایثارگر به آنها توجه نکرده بود. ید الله رستمیان به راحتی قادر به تکلم نبود و به دلیل شوک مغزی تنها همسرش را می شناخت و گاهی هم به سختی می‌توانست دوران جنگ را روایت کند. همسرش می گفت:   

ید‌الله آنقدر وضعیت بحرانی دارد که گاهی در خانه می گوید مگر نمی بینید آهنگران دارد نوحه می خواند چرا چادر بر سرتان نیست و بعد حمله می‌کند به بچه‌ها.... یکبار هم دخترم را جای بعثیها اشتباه گرفت و به طرفش حمله کرد. به خدا هنوز همسرم به این دنیا نیامده و در دوران جنگ سیر می‌کند. حتی وقتی یک قاشق روی ظرف می‌خورد تمام بشقاب غذا روی سقف بود. گفته‌های من را همسران جانبازان اعصاب و روان می‌فهمند و باور دارند. این است زندگی با یک جانباز اعصاب و روان ولی با این حال دخترانم دلشان برای بابا تنگ شده

دختر کوچکم شبها بالش ید الله را برمی‌دارد و می‌گوید بوی بابا را می‌دهد و تنها روی آن بالش می‌خوابد. 

یدالله قصه ما 16 ساله بود که از مدرسه وارد جبهه شد. خودش می گوید: مسئول پدافند هوایی در تیپ نبی اکرم کرمانشاه بودم و پس از آن مسئول تدارکات شدم. می گفت: یادم نیست چه روزی بود ولی یک روز صبح زود هواپیماهای دشمن به قرارگاه نجف حمله کردند و موج انفجار مرا پرتاب کرد. بوی خیار تمام فضا را گرفته بود و این یعنی اینکه من شیمیایی شدم. انگار قرار نبود خاطره خوش روز قبل که با شهید صیاد شیرازی خوش و بش می کردم ماندگار باشد ولی من آمده بودم تا از کشورم دفاع کنم برای همین از بیمارستان فارابی کرمانشاه دوباره به جبهه برگشتم.   

این جانباز گمنام جنگ تحمیلی در مورد دومین مجروحیتش می گوید: بعد از بمباران شیمیایی روستای زرده به گروه ما دستور دادند با تیم 12 نفره به کمک روستائیان برویم. وقتی به روستا رسیدیم وضعیت بسیار اسفبار بود. برای نجات روستائیان حتی کارمان به تنفس نفس به نفس افتاد و همین موجب شد تا دوباره شیمیایی شوم.جانباز رستمیان بعد از جنگ تحمیلی وارد دانشگاه تربیت مدرس شد و توانست با مدرک فوق دیپلم معلم مدرسه در مقطع راهنمایی در روستای زرده شود. در همان دوران تربیت‌مدرس با همسرش آشنا شد و با هم ازدواج کردند. همسر جانباز در ادامه گفته های همسرش می گوید: یک روز وقتی ید الله به حمام رفته بود بوی شامپو حالش را بد کرد و رنگش سیاه شد. به سرعت او را به درمانگاه بردیم ولی هیچ پزشکی دلیلش را پیدا نکرد. تا اینکه یکی از پزشکان در تهران گفت: همسرتان مشکوک است و پس از آزمایشات اعلام کردند که او به دلیل استشمام گاز خردل شیمیایی شده است.

پزشکان قبول ندارند همسرم جانباز شیمیایی است  

از آن روز به بعد ید‌الله به دود، بو و گرد و خاک حساس شد و دائما سرفه می‌کرد. پشت گوشش هم شروع به تاول زدن کرد. من با اینکه معلم بودم به دنبال پرونده جانبازی ید الله رفتم. سال 83 معاونت بهداری بسیج هم تایید کرد همسرم شیمیایی شده ولی با اینکه دکتر مصطفی قانعی از متخصصان بیمارستان بقیه الله که هم اکنون معاون وزیر بهداشت است و دکتر صداقت و دکتر اصلانی نوشتند یدالله شیمیایی شده ولی کمیسیون بنیاد شهید قبول نکرد و گفتند باید برگه صورت سانحه داشته باشید و به همین دلیل ید الله جانباز محسوب نشد.    

برخورد نامناسب مسئول بنیاد شهید   

یادم هست برای درمان همسرم با دخترانم به تهران آمدم ولی جایی برای ماندن نداشتیم. به بنیاد شهید رفتیم تا حداقل بتوانیم برای چند شب از خوابگاه بنیاد استفاده کنیم. وقتی به اتاق یکی از مسئولان بنیاد شهید رفتم به او گفتم درست است که همسرم درصد جانبازی ندارد ولی کارت فرزند شهید دارد حداقل چند روزی به ما پناه دهید تا درمانش تمام شود. آن مسئول به ما گفت: ایشان دیگر صغیر نیستند و بزرگ شده‌اند. من گفتم آن زمان که جبهه رفت صغیر بود ولی کسی او را ندید. شما آمدید کرمانشاه و برگشتید و رزمندگی و جانبازی گرفتید ولی ما هنوز روی مین زندگی می‌کنیم و مرز‌نشین هستیم. بعد من را تهدید به برخورد و دستگیر شدن کردند و ید‌الله دست مرا گرفت و از پله های بنیاد شهید پایین رفتیم.    

ماهی 600 هزار تومان هزینه داروهای جانباز است  

به گفته همسر جانباز هم اکنون آقای رستمیان در مرخصی استعلاجی به سر می برد و حقوق ماهانه‌اش حدود 800 هزار تومان است. هر چند آقا یدالله بیمه تامین اجتماعی است ولی برای تامین برخی داروها باید ماهانه بیش از 600 هزار تومان پرداخت کنیم. همسر جانباز رستمیان سال گذشته به دلیل مراقبت از همسرش از شغل معلمی استعفا می دهد ولی آموزش و پرورش کرمانشاه قبول نکرد و او همچنان مسئولیت خانه و خانواده و 300 دانش‌آموز مدرسه و همسری جانباز را برعهده دارد. همسر این قهرمان وطن در لابه‌لای درد دلهایش به ما می‌گوید: هر چند که بیمه بخش زیادی از هزینه های درمانی را تقبل کرده ولی تاکنون بیش از 10 میلیون تومان هزینه کرده ایم در حالی که اگر همسرم درصد جانبازی داشت...

از رئیس جمهور جانبازی شوهرم را می خواهم  

جانباز ید الله رستمیان دستانش می لرزید و اعصابش را نمی توانست کنترل کند. ولی برایمان چای آورد و پذیرایی کرد. همسرش می گفت وقتی امروز به تهران آمدم و وارد اتاقش شدم دیدم موهایش مشکی شده خندیدم گفتم چه کردی ید الله گفت برای تو جوان شدم. جالب اینجا بود که همسر جانباز از ما دعوت کرد تا به مدرسه‌اش بیاییم گفتیم چه خبر است گفت: 10 اردیبهشت میزبان 10 هزار نفر از بچه های راهیان نور هستیم و من به این همه انرژی و انگیزه و صبر و استقامت افتخار کردم. خوشحال بود چون دکتر گفته بود می‌توانی همسرت را با خود ببری.... مرخصی چند روزه برای شادی خانواده. همسر جانباز تاکنون دو بار به رئیس جمهور نامه نوشته و مشکلاتش را مطرح کرده است ولی در پاسخ به نامه‌اش او را به کمیته امداد حواله کردند و او در پاسخ گفت: من برای بچه هایم محبت می خواهم شما محبت می‌فروشید؟ من از رئیس جمهور حق جانبازی شوهرم را می خواهم. دیگر نمی توانستم بنویسم زیرا اشکهایم روی برگه خبر جاری شده بود. همسر جانباز از مدرسه‌اش روی میدان مین سخن گفت. از دوستانش که هنوز روی مین تکه تکه می‌شوند. از همرزمان همسرش که پشت میزهای بزرگ تکیه زده‌اند و به حال او می خندند و از بی‌وفایی روزگار. انگار جنگ برای آنها هنوز تمام نشده است و ما با خیالی آسوده بر این باوریم که قهرمانان وطن در خور شأنشان تجلیل می‌شوند. ساعت 9 صبح بود که همسر جانباز با من تماس گرفت و گفت: بعد از اینکه شما از بیمارستان رفتید همسرم خیلی خوشحال بود و با هم رفتیم تهران قدم زدیم. صبح که خواستم او را از خواب بیدار کنم دیدم گوشه لبش قطره خونی است و پرستاران بعد از مدتی گفتند تسلیت عرض می‌کنیم. جنازه را به شهرمان بردیم و صبح روز شنبه به خاک سپرده شد. فقط همین. 

منبع: وبلاگ جانبازان شیمیایی (سیدهادی کسایی زاده) 


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 11:34. -


عکس مراسم دعای ندبه و گرامیداشت شهدای گمنام استان مازندران

998vme7bmgfdpx8nxpo2.jpg

جایگاه مراسم گرامیداشت شهدای گمنام استان مازندران

مسجد جامع چمستان.هئیت محبان ابا صالح المهدی

http://up.vatandownload.com/images/998vme7bmgfdpx8nxpo2.jpg 

 تزئینات داخلی مسجد جامع چمستان . هئیت محبان ابا صالح المهدی (عج)

http://up.vatandownload.com/images/zx07rl7p4bk640e732.jpg

نمایشگاه عکس دفاع مقدس

ورودی مسجد جامع چمستان . هئیت محبان ابا صالح المهدی (عج)

http://up.vatandownload.com/images/i3ugg8vm11fzambjbuzf.jpg

ورودی مسجد جامع چمستان . طاق نصرت یاد شهدا

 هئیت محبان ابا صالح المهدی(عج)چمستان

http://up.vatandownload.com/images/mxh7u8ibpbyy926g4km.jpg

جایگاه مراسم دعای ندبه و گرامیداشت شهدای گمنام استان مازندران

هئیت محبان ابا صالح المهدی (عج)

http://up.vatandownload.com/images/7jnkey76q7y4sw0kjcl.jpg



 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ساعت 9:37. -


سالروز تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 بنا به فرمان حضرت امام خميني(ره) به جوانان غيور و انقلابي ايران اسلامي، عده اي از دلسوختگان راستين و پيروان صديق ولايت فقيه گرد هم جمع آمدند، و نهاد مقدس سپاه را پي ريزي كردند. امام(ره) در دوم ارديبهشت سال 1358 طي فرماني به شوراي انقلاب رسماً تأسيس اين نهاد مقدس را اعلام كردند و شوراي انقلاب با تأسيس شوراي فرماندهي سپاه گام اساسي را در جهت سازماندهي اين نهاد برداشت. 

اگر چه سپاه هويتي نظامي دارد ولي، نظامي گري در واقع يك بعد از ابعاد هويت مقدس اين نهاد مكتبي و مردمي است. سپاه نهادي در جهت پياده كردن اهداف و آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي است و نام گذاري سال روز ولادت سالار شهيدان به نام روز پاسدار از اين جهت است كه سپاه آرماني بزرگ و مقدس دارد كه حفاظت و نگهباني از نظام و حكومتي است كه بر اساس اسلام ناب محمدي(ص) برپا شده است و داعيه ي تحقق نسبي آن را در جهان امروزي دارد و دامنه ي اين آرمان تا زمان حكومت عدل جهاني امام مهدي«عج» نيز گسترده است و بدين لحاظ داراي آرمان هاي مكتبي، انساني و جهان شمول است كه بايد هميشه حركت خود را بدان سوي جهت دهد. از طرف ديگر ايثار و فداكاري براي حفظ نظام اسلامي و دستاوردها و اصول آن، آرماني است كه سپاه با درس آموزي از حماسه ي حسيني، آن را خط مشي اصلي خود قرار داده است. از اين نگاه، سپاه، حسيني و عاشورايي است و همواره آماده است براي حفظ نظام و حكومت اسلام ناب محمدي(ص) فداكاري كند و با تمام هستي خود در نگهباني از آن، بكوشد. سپاه هم چون حضرت اباالفضل العباس(ع) كه مطيع محض رهبر و امام خويش بود و به منزله ي بازوي امام حسين(ع) محسوب مي شد، بازوي مقام عظماي ولايت مي باشد. تحقق اين هويت مكتبي و آرمان الهي، بدون ارتباط با مقام ولايت، امري ناشدني است. سپاه با اين پشتوانه ي عظيم الهي و مكتبي، به اضافه ي نيروي انساني مخلص، فداكار، آگاه، معتقد و متعهد به مباني اسلامي، مكتب و ولايت با بهره گيري از سال ها تجربه، تخصص و بينش فني، امروز به صورت مجموعه اي چون«بنيان مرصوص» است كه انقلاب و نظام اسلامي را مانند دژي نفوذ ناپذير در بر گرفته و از هر خطر و توطئه اي مصونيت مي بخشد. و اكنون سپاه با سه بعد بسيار قوي معنوي، نظامي و علمي، تحقق بخش امر خداي تعالي در قرآن است كه فرموده: وَ أَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطعْتُمْ مِنْ قوّةٍ و مِنْ رُباطِ الْخَيلِ تُرْهَبونَ به عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّكُمْ...»(2) «هر چه مي توانيد براي مقابله با دشمن آماده كنيد و تجهيز شويد تا بدين وسيله دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانيد و ...» سپاه با چنين بنيه ي معنوي و مادي، چشم اندازي بس روشن پيش رو دارد كه عبارت از حفظ نظام مقدس و كشور و نيز تلاش و زمينه سازي براي حكومت بزرگ و منجي بشريت حضرت (عج) مي باشد.



 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 11:18. -


به بهانه سالروز شهادت حاج بصیر

سردار شهید حاج حسین بصیر

فــولاد بــه پنجـه قضا موم شود/موجودبه يك حادثه معدوم شود

/نامــردي ومــردانگي اهل جهان/از گـــردش روزگــار معـلوم شود.

تاريخ تولد :24/10/1323
تاریخ شهادت : 2/2/1366
محل تولد :مازندران /فريدونكنار
طول مدت حیات :43
محل شهادت :ماووت


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 10:42. -


همزمان با ایام فاطمیه دعای ندبه و شهدای گمنام

 دعای ندبه

 دومین سال گرامیداشت شهدای گمنام استان مازندران

 همزمان با ایام فاطمیه

سخنران :حجت الاسلام سید وحید حسینی
مداح : حاج یونس حبیبی
 

روز جمعه مورخه ۱/۲/۱۳۹۱

ساعت ۶ صبح 

 مکان : مسجد جامع شهرچمستان

 هئیت محبان ابا صالح المهدی(عج) چمستان  



 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ساعت 11:6. -


صیاد دلها

سينه ستبر تاريخ مالامال از خاطرات حيات و ممات مردان مردي است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين تنگ‏تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. عشق به يگانه هستي‏بخش كه اشتياق لقائش آرام از جسم و جان آن‏ها گرفته و سر سودايي‏شان را همواره بر آستان داشته‏ است.

امير كم‏نظير ارتش اسلام سپهبد علي صيادشيرازي يكي از اين پر و بال‏سوختگان وصال نور است كه لباس زيباي شهادت زيبنده قامتش و كمترين مزد اخلاص، فداكاري و ايثار و پروانگي اوست. سردار سرافراز جبهه توحيد و بسيجي آشناي جبهه‏هاي افتخار و شرف و نور، اين سربردار هم بيدار و جهادگر عرصه‏هاي پيكار و شير بيشه شجاعت و ايثار و عاشق بي‏قرار و اسوه اخلاص و استقامت با صدق و صفا، پس از عمري جهاد خالصانه و جانبازي در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولايت ، با پيكر خونين و چهره رنگين و مخضوب به ديار معشوق شتافت و شهيد شاهد جوار قربضرت حق گرديد و اجر و پاداش آن همه اخلاص و ايثار را در همين دنياي فاني نيز گرفت.

تجليل و گراميداشت تمام برجستگان ملت و تقدير امت اسلام در تشييع با شكوه و كم‏نظير اين سرباز فداكار اسلام گواه اين مدعا است.او عاشق دلسوخته‏اي بود كه در گستره خونين جبهه‏هاي نبرد از كوه‏هاي سر به فلك كشيده كردستان تا دشت‏هاي تفتيده خوزستان به جهاد و نماز و نيايش مي‏پرداخت و در جهاد اكبرش اوج بندگي خويش را به نمايش مي‏گذاشت. او صدف خود را شكسته بود تا دُرّ ناب وجودش با ذوبيقت اسلام و ولايت ظهور يابد. ادوار زندگي سرشار از خدمتش، به حق نمونه‏اي مجسم در خدمتگزاري بر اين طريق بود و براي نيل به مقصود دمي آرام نداشت.

او فرماندهي متدين، جدي، اميدوار، سخت‏كوش، شجاع و با اخلاص و الگويي كم‏نظير و برتر در خدمتگزاري و وفاداري به نظام و عشق به ولايت‏بود. زندگي مشحون از مجاهدات بي‏وقفه او با شهادت به اكمال رسيده است چون كه اين هنر مردان خداشهيد سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در شهرستان درگز در استان خراسان ديده به جهان گشود. او پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان وارد دانشكده افسري و در سال 1346 موفق به اخذ دانشنامه ليسانس از آن دانشكده شد. وي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به مدت چندسال در بخشهاي مختلف ارتش بويژه در غرب كشور به پاسداري از كشور پرداخت و در سازماندهي و فعاليت نيروهاي انقلابي در ارتش تلاشي گسترده داشت.

شهيد پس از پيام امام خميني(ره) مبني بر شناسايي نيروهاي مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالاي سازماندهي‏اش مورد توجه حضرت امام و ياران انقلاب اسلامي قرار گرفت. وي پس طي دوره تخصصي توپخانه در آمريكا با درجه ستوان‏يكم و سمت استادي، در مركز آموزش توپخانه اصفهان به تدريس پرداخت و در همان شرايط به عنوان عنصري حزب‏اللهي در جهت‏سازماندهي نظاميان انقلابي فعاليت خود را آغاز كرد و تلاش‏هاي وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ساماندهي ارتش و ساختار نيروهاي مسلح متجلّي شاز مهمترين اقدامات او پس از پيروزي انقلاب اسلامي و برپايي غائله كردستان، مي توان به تهيه طرح هاي عملياتي كه منجر به شكستن حصر شهرهاي سنندج و پادگان هاي مريوان، بانه و سقز شد، اشاره كرد.

شهر سنندج با تشكيل ستاد عمليات مشترك ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از 21 روز مقاومت و دفاع از سوي مدافعان خويش ، كاملاً از تصرف و تسلط كردهاي ضد انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجراي موفق اين طرحها، شهيد صيادشيرازي، با دو درجه ارتقاء ، با درجه سرهنگ تمامي به فرماندهي عمليات غرب كشور منصوب شد.
وي در آخرين ماه هاي رياست جمهوري بني صدر به دليل برخورداري از روحيه انقلابي و مقابله با خيانت هاي او از سمت مذكور عزل گرديد و پس از آن تا عزل بني صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه به دعوت شهيد كلاهدوز در ستاد مركزي سپاه پاسداران به خدمت پرداخت. شهيد امير سپهبد علي صياد شيرازي پس از خلع بني صدر، براي پايان دادن به ناهماهنگي ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترك عملياتي سپاه و ارتش را راه اندازي كرد و به عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعاليت شد.
در مهر ماه سال 1360 به پيشنهاد رئيس شوراي عالي دفاع از سوي امام خميني(ره) به فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي منصوب شد. در اين منصب فرماندهي نيروهاي ارتش اسلام در عمليات‏هاي پيروزمند ثامن الائمه، طريق القدس، فتح المبين و بيت المقدس را بر عهده داشت.ياد فاتح بزرگ فتح المبين و بيت المقدس فراموش ناشدني است. چرا كه فتح المبين و بيت المقدس از ياد نرفتني است.

عملياتي كه سرنوشت جبهه ‏هاي اسلام عليه كفر را به پيروزي رقم زد و مسير و روند جنگ تحميلي را در مسير پيروزي ارتش اسلام قرار داد. ايشان در 23 تيرماه 136 طي حكمي از سوي حضرت امام خميني(ره) به عضويت‏شوراي عالي دفاع منصوب شد. در متن حكم حضرت امام خطاب به آن بزرگ‏مرد چنين آمده است: « براي فعال كردن هرچه بيشتر و بهتر قواي مسلح كشور ضرورت دارد از تجربه اشخاصي كه در متن مسايل جنگ بوده‏اند، استفاده هر چه بيشتر بشود، بدين سبب سركار سرهنگ صيادشيرازي و وزير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تا پايان جنگ به عضويت‏شوراي عالي دفاع منصوب مي‏نما يم.»

به دنبال مسئوليت خطير شهيد صيادشيرازي در شوراي عالي دفاع، با درخواست رئيس شوراي عالي دفاع و موافقت حضرت امام‏خميني(ره) در مردادماه سال 1365 ، مسئوليت فرماندهي نيروي زميني ارتش به برادر ديگري واگذار گرديد. حضرت امام(ره) در حكم فرمانده جديد نيروي زميني ارتش پيرامون خدمات آن شهيد سرافراز چنين فرمودند:
«با تقدير از زحمت‏هاي طاقت فرساي سركار سرهنگ صيادشيرازي كه با تعهدكامل به اسلام و جمهوري اسلامي در طول دفاع مقدّس از هيچ‏گونه خدمتي به كشور اسلامي خودداري نكرده و اميد است در آينده نيز در هر مقامي باشد، موفق به ادامه خدمت‏هاي ارزنده خود شود.»

سپس در 18 ارديبهشت 1366 به همراه تعدادي ديگر از فرماندهان ارتش با پيشنهاد رئيس شوراي عالي دفاع و موافقت امام خميني(ره) به درجه سرتيپي ارتقاي مقام يافت. آن شهيد والا مقام در مهرماه سال 1368 به درخواست رئيس ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح و موافقت مقام معظم‏ربري و فرماندهي كل‏قوا به سمت معاونت‏بازرسي ستاد فرماندهي كل نيروهاي مسلح منصوب شد. امير شجاع سپاه اسلام در شهريورماه سال 1372 با حكم فرماندهي معظم كل قوا به سمت جانشين رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح منصوب گشت. تيمسار سرتيپ صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 همزمابا عيد خجسته غدير با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا به درجه سرلشگري نايل آمد.

نقش او در ايجاد وحدت بين قواي مسلح كشور و نيروهاي توانمند دفاعي و مهار دشمن و حفظ تماميت ارضي كشور و فتح جبهه‏هاي حق عليه باطل در عمليات‏هاي ثامن الائمه طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس و ديگر عمليات‏هاي پيروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز ميهن عزيز امي بر كسي پوشيده نيست.

آري دشمن زبون چنين عنصر برجسته و موثر و شخصيت كم‏نظير و سرمايه عظيمي را از امت اسلام گرفت و نظام را از گرمي وجودش بي‏بهره ساخت و كوردلان شب‏پرست، خناسان روزگار و پس مانده‏هاي زخم خورده مرصاد در صبح روز 21 فروردين 78 ، فاتح بزرگ فتح ‏المبين و بيت ‏المقدس را آماج تيرهاي كينه خود قرار دادند و قامت استوار امير ارتش اسلام را به خاك افكندند.

روح بلند و سرفرازش در آسمان‏ها پركشيد و به آرزوي ديرينه خويش كه همانا شهادت در راه معبود و وصال معشوق بود نائل گشت. بوسه بر تابوت حامل پيكر مطهر آن شهيد والا مقام توسط قلب تپنده امت اسلام، رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيه‏الله العظمي‏خامنه‏اي (مدظله العالي) اوج تجليل از مقام شامخ اين شهيدعاشق و سردارعشق و تمام شهيدان گلگون كفن انقلاب اسلامي و دوران دفاع‏مقدس است كه اري نيز امام شهيدان، خميني كبير بر بازوان پرتوان و دشمن شكن آنان بوسه مي‏زد .


 

نوشته شده توسط گمنام66 در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت 16:35. -


بدون شرح


 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 16:55. -


سالروز شهادت آوینی در تقویم تغییر کرد چون...!


سالروز شهادت آوینی در تقویم تغییر کرد چون...!

شهید مرتضی آوینی هنرمند و نویسنده عرصه دفاع مقدس و سازنده مجموعه مستند «روایت فتح» ۲۰ فروردین ماه ۱۳۷۲ در فکه و براثر انفجار مين هاي به جا مانده از دوران جنگ تحميلي، به شهادت رسید.
این مسئله واکنش اعضای خانواده شهید آوینی را به دنبال داشته است. همسر و فرزندان شهید آوینی در اطلاعیه‌ای، نسبت به این مسئله اعتراض کرده‌اند.
متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
بسم رب‌ الشهداء و الصدیقین
لازم می‌دانیم به‌ اطلاع مردم محترم ایران برسانیم طبق تصمیم شخص یا نهادی که هویتش برای ما نامعلوم است، در تقویم‌های رسمی منتشر شده سال جدید، سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی از روز ۲۰ فروردین به روز ۲۱ فروردین منتقل شده است. بدیهی است واقعه شهادت ایشان در روز ۲۰ فروردین سال ۱۳۷۲ رخ داده و بعید می‌دانیم گذر زمان باعث شود سالروز شهادت کسی جا‌ به‌ جا شود، مگر اینکه جابجایی واقعیت‌های تقویمی هم مثل دیگر جا‌بجایی‌ها در مورد شخصیت ایشان مجاز دانسته شده باشد.
با احترام مریم امینی، مائده آوینی، کوثر آوینی، سجاد آوینی

تداخل با روز ملی فناوری هسته‌ای دلیل تغییر تاریخ شهادت آوینی در تقویم!

یک مقام مسئول در دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کشور در این باره گفت: در اینکه شهید آوینی ۲۰ فروردین به شهادت رسیده‌اند، بحثی نیست اما همان زمان و با ورود مناسبت «روز ملی فناوری هسته‌ای» به تقویم، برای جلوگیری از تداخل برنامه‌های مربوط به هر دو مناسبت، این تاریخ یک روز به جلو (۲۱ فروردین) آمد.
وی افزود: این اتفاق مربوط به امسال هم نیست و مسبوق به سابقه است و از همان سالی که مناسبت مربوط به شهادت آوینی به تقویم آمد، در همین تاریخ یعنی ۲۱ فروردین در تقویم‌های رسمی کشور درج شد. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که تدفین شهید آوینی در این روز انجام شده است.
این مقام مسئول در شورای فرهنگ عمومی کشور همچنین تاکید کرد: تغییر تاریخ شهادت سیدمرتضی آوینی در تقویم پس از انجام هماهنگی با خانواده این شهید، بنیاد شهید آوینی، موسسه روایت فتح و دیگر مراکز مرتبط با نشر و ادامه فعالیت‌های وی صورت گرفته است. او همچنین درباره اعتراض خانواده شهید آوینی به این مسئله، گفت: اگر قرار بود اعتراضی صورت گیرد، باید در همان موقع انجام می‌شد. ضمن اینکه من هم چیزی در این‌باره نشنیده‌ام!


 

نوشته شده توسط گمنام66 در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 20:48. -


احمدی نژاد و اوباما

مقایسه احمدی‌نژاد و اوباما در فیس‌بوک+ عکس

اوباما احمدی نژاد فیس بوک

اقدام کاربران آمریکایی در مقایسه تطبیقی میزان تهدیدات ایران و آمریکا برای صلح جهانی، مورد استقبال کاربران فیس‌بوک قرار گرفت.

به گزارش سایت اوباما، اقدام کاربران آمریکایی در مقایسه تطبیقی میزان تهدیدات ایران و آمریکا برای صلح جهانی، مورد استقبال دیگر کاربران در فیس‌بوک قرار گرفته به طوری که پس از گذشت تنها ۷ ساعت، بیش از ۶۵۰ کاربر آمریکایی این تصویر را محبوب نموده و نزدیک به ۴۲۰ کاربر نیز آن را در صفحات خود بازنشر کرده‌اند.

در این مقایسه تصویری که از سوی صفحه “افشای واقعیت” در فیس‌بوک انجام شده است، تعداد سلاح‌های اتمی دو کشور، تعداد استفاده از این نوع سلاح‌ها توسط ایران و آمریکا علیه بشر، بودجه نظامی دو کشور در سال ۲۰۱۰ و تعداد کشورهایی که از سال ۱۹۸۰ تاکنون، از سوی ایران و آمریکا مورد حمله واقع شده‌اند، مورد مقایسه قرار گرفته است.

براساس این مقایسه کاربران آمریکایی، آمریکا نزدیک به ۸۵۰۰ سلاح هسته‌ای دارد و این در حالی است که این کشور، ایران را که هیچ سلاح هسته‌ای ندارد، یک تهدید معرفی می‌کند.

به علاوه، آمریکا تاکنون دو بار از سلاح هسته‌ای علیه بشر استفاده کرده در حالی که ایران این مار را انجام نداده است.

در بخش دیگری از این مقایسه، نشان داده شده که به رغم انتقادات آمریکا به برنامه‌های نظامی ایران، این کشور در سال ۲۰۱۰ بیش از ۶۸۷ میلیارد دلار صرف نظامی‌گری خود کرده و این در حالی است که بودجه نظامی ایران در این سال تنها ۷ میلیارد دلار بوده است.

به علاوه، آمریکا از سال ۱۹۸۰ تاکنون یعنی طی نزدیک به سه دهه، به ۱۶ کشور حمله کرده؛ در حالی که ایران در این مدت به هیچ کشوری حمله نکرده بلکه از سوی صدام و به کمک آمریکا مورد حمله نیز واقع شده است.

در بخش دیگری از این مقایسه تصویری آمده، آمریکا همیشه  از ابزارهایی چون اعمال تحریم، ترور و خرابکاری علیه مخالفانش، این کشورها را تحت فشار قرار داده و این در حالی است که ایران هیچگاه از این روش‌ها علیه کشورهای مخالف خود استفاده نکرده است.

این گروه آمریکایی در پایان خطاب به افکار عمومی خود عنوان کرده است: بساط ظلم کشور شما را فرا گرفته، به خود بیایید.


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ساعت 12:56. -


رویداد بهمن 57

رویدادهای 12 بهمن 1357


1 - حضرت امام به هنگام خروج از فرانسه با ارسال پيامي خطاب به مردم فرانسه، ضمن اظهار تشكر از آنها خداحافظي كردند.

2- امام خميني پس از اقامه نماز در كف هواپيما، روي دو پتو با آرامش خوابيدند. اين در حالي بود كه همه علاقمندان، دوستداران و نزديكان ايشان، نگران انجام اين پرواز بودند. خطر انهدام هواپيما و يا ربودن آن در آسمان چيزي بود كه همه را تا لحظه فرود آن در فوردگاه تهران، نگران ساخته بود.

3- با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فرياد «الله اكبر» سالن فرودگاه را به لرزه در آورد. مستقبلين با خواندن سرود «خميني اي امام»، اشك‌هاي مشتاقان را بر گونه‌هايشان جاري كردند.

4- حضرت امام طي بياناتي در فرودگاه تهران گفتند: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر مي‌كنم. عواطف ملت ايران به دوش من بارگراني است كه نمي‌توانم جبران كنم. ايشان ضمن اشاره به اينكه طرد شاه از كشور قدم اول پيروزي بود، همگان را به وحدت كلمه و ادامه مبارزه تا قطع كامل ريشه‌هاي فساد ترغيب كردند. ايشان سپس از آنجا عازم بهشت زهرا شدند.

5- حضرت امام در اولين سخنراني خود در ميان انبوه مستقبلين مشتاق در بهشت زهرا، گفتند: من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده‌اند مي‌افتد، سنگيني‌اي در دوشم پيدا مي‌شود كه نمي‌توانم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد و قبرستان‌هاي ما را آباد. ايشان اضافه كردند: من دولت تعيين مي‌کنم، من توي دهن دولت مي‌زنم ... من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌كنم. من به ارتش يك نصيحت مي‌كنم و يك تشكر ..... [ما] مي‌خواهيم ارتش مستقل باشد. آقاي ارتشبد شما نمي‌خواهيد؟ آقاي سرلشكر شما نمي‌خواهيد مستقل باشيد؟ و اما تشكر مي‌كنم از قشرهايي كه متصل شدند به ملت.

6- با وجود سرماي زمستان، ديشب هزاران مشتاق زيارت حضرت امام، در مسير حركت ايشان خوابيدند.

7- شهرهاي كشور در شادي ورود امام، غرق نور و گل و فرياد بود.

8- از هنگام هجرت حضرت امام از نجف اشرف به پاريس، تراكم سخنراني‌ها، مصاحبه‌ها و پيام‌هاي ايشان در اين مدت كوتاه يعني (118 روز اقامت در نوفل لوشاتو) ، قابل توجيه و تأمل است. به طور يكه ايشان در برخي از روزها به سؤالات چندين رسانه خبري و تبليغاتي پاسخ داده‌اند. مثلا در تاريخ نوزدهم دي سال جاري، ايشان در ده مصاحبه جداگانه شركت كردند و كثرت مصاحبه‌ها، حكايت از علاقه خبرنگاران و اشتياق امام براي رساندن پيام خود به دنياست. آمار اين مجموعه عظيم از اين قرار است:
سخنراني‌ها 59 عدد
مصاحبه‌ها 108 عدد
پيام‌ها 36 عدد
نامه‌ها و تلگراف‌ها و فرمان‌ها 6 عدد
جمع 209 عدد

9- در حالي كه مراسم ورود حضرت امام به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي‌شد، نظاميان با يورش به اين سازمان از ادامه پخش آن ممانعت كردند.

10- عده‌اي از مردم با قطع جريان پخش مستقيم ورود حضرت امام از تلويزيون به علت هجوم مأمورين نظامي، از عصبانيت تلويزيون‌هاي خود را به خيابان پرت كردند.

11- امام خميني در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طي سخناني با اعضاي كميته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تأكيد نمودند.

12- روحانيون متحصن در دانشگاه، با انتشار آخرين اعلاميه خود، به تحصن پايان دادند.

13- در پي درخواست مجدد بختيار براي ملاقات با حضرت امام خميني، ايشان گفتند: ملاقات با بختيار را در صورت استعفاي وي مي‌پذيرم.

14- شاپور بختيار در آستانه ورود امام خميني پيامي انتشار داد. وي در پيام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهديد كرد.

15- دانشجويان ايراني در مقابل سفارت ايران در آمريكا تظاهرات كردند.

16- آمريكا مقداري از دستگاه‌هاي الکترونيكي محرمانه خود را از ايران خارج كرد.
نيروي هوايي سيستم‌هاي محرمانه جنگنده‌هاي اف چهارده را مخفي كرد. گفتني است كه يكي از وظايف هايزر در ايران، انجام همين مأموريت بوده است.

17- بانك‌هاي سوئيس گفتند كه پول‌هاي ايران را پس نمي‌دهند.

18- مطبوعات و يونايتد پرس: قراردادهاي خريد اسلحه ايران از انگليس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو اين خريدها، انگليس معادل چهار ميليارد دلار بابت عدم فروش و بيكار شدن بيست هزار نفر، زيان خواهد ديد.

19- در ليبي به حمايت از انقلاب اسلامي مردم مسلمان ايران، يك راهپيمايي ترتيب يافت.


رویدادهای 13 بهمن1357

1- امام خميني در جمع روحانيون بيانات مبسوطي را ايراد كردند. ايشان در قسمتي از اين بيانات فرمودند: رژيم سلطنتي از اول خلاف عقل بود ... هر ملتي بايد خودش سرنوشت خودش را تعيين كند.


2- راديو مسكو: دانشجويان ايراني مقيم آمريكا عليه مداخله آمريكائي‌ها در امور داخلي ايران، در برابر كاخ سفيد تظاهرات كردند.


رویدادهای 14 بهمن1357

1- حضرت امام طي يك مصاحبه مطبوعاتي در مدرسه رفاه اعلام كردند: شوراي انقلاب حكومت موقت تعيين خواهد شد و حكومت موقت، موظف خواهد بود كه مقدمات رفراندم را تهيه كند. همچنين قانون اساسي كه تدوين شد، به آراء عمومي گذاشته مي‌شود. ايشان دولت بختيار را غيرقانوني اعلام كردند و گفتند: كاري نكنيد كه مردم را به جهاد دعوت كنم.

2- دانشجويان ايراني با حمله به سفارتخانه‌هاي ايران در آمريكا، لبنان و استراليا، نسبت به رژيم سلطنتي ايران ابراز انزجار كردند.

3- چهل تن ديگر از نمايندگان مجلس از مقام خود استعفا دادند.


رویدادهای 15 بهمن1357

1- حضرت امام خميني طي يك سخنراني جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند.


2- وزراي خارجه آمريكا و انگليس طي ديدار ديويد اوئن از آمريكا، در مورد اوضاع ايران به گفتگو نشستند. بغداد نيز با اعزام هيأتي به عربستان، به بررسي اوضاع ايران و منطقه پرداخت.

3- ژنرال هايزر، فرستاده ويژه آمريكا به ايران، با اتمام مأموريت حساس خود و مذاكرات مكرر با مقامات ايراني، عازم آمريكا شد. سخنگوي وزرات خارجه آمريكا گفت: هايزر سعي كرد تا نظاميان ايران از بختيار حمايت كنند. وي به اين علت ايران را ترك كرد كه اقامت وي به احساسات ضد آمريكايي در ايران دامن مي‌زد.


4- همافران نيروي هوايي در بهبهان به عنوان طرفداري از امام خميني، دست به راهپيمايي زدند.

5- آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر با ارسال نامه‌اي از عراق براي حضرت امام، از مبارزات ملت ايران حمايت كرد.

6- به مناسبت ورود حضرت امام به ايران، از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي تلگرامي براي ايشان ارسال شد.

تذكر: برژنف از سيزدهم تا هفدهم ژانويه 1979، مطابق با بيست و سوم دي ماه 1357، در بلغارستان بسر مي‌برده است.

7- شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا كرد. امام سپس وي را مجددا به عنوان شهردار منصوب كردند. جواد شهرستاني از سوي دولت بختيار ممنوع‌الخروج شد.

8- گروهي از نمايندگان مستعفي مجلس شورا با حضرت امام ديدار كردند.

رویدادهای 16 بهمن1357

1- انتخاب بازرگان به عنوان نخست وزير دولت موقت، رسما اعلام شد. حكم و فرمان نخست وزيري كه با اتفاق آراء شوراي انقلاب و تصويب امام خميني صادر شده بود، توسط حجت‌الاسلام والمسلمين رفسنجاني در حضور حضرت امام و آقاي بازرگان قرائت شد.


2- آسوشيتد پرس: با توجه به اينكه شانس موفقيت بختيار روز به روز كمتر مي‌شود، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا به ابراز حمايت ملایم از بختيار بسنده كرد.


3- رييس سازمان سيا اعراف كرد كه در رابطه با پيش بيني مسائل ايران، اين سازمان ناكام بوده است. وي گفت: چيزي كه ما پيش بيني نمي‌كرديم، اين بود كه يک مرد هفتاد و هشت ساله كه مدت چهارده سال در تبعيد بود، اين نيروها را به هم پيوند زند.

4- كيسينجر گفت: بيم آن مي‌رود كه انقلاب اسلامي به ساير كشورها سرايت كند و گناه اين حركت، متوجه هدف توخالي حقوق بشر است.

5- آيت‌الله گلپايگاني بازگشت حضرت امام به ميهن را به ايشان تبريك گفت.

614- چند وزارتخانه، از جمله وزارت آموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارائي، بهداري و دادگستري، توسط نيروهاي ارتش اشغال شد.

7- بيست و دو نماينده ديگر مجلس شورا، استعفا دادند.

8- در تظاهرت مردم آغاجاري، عده‌اي به شهادت رسيدند.

9- هشت هزار يهودي از ايران به اسرائيل رفتند.


رویدادهای 17 بهمن1357

1- امام خميني در سخنان خود گفتند: كار عاقلانه و مفيد به حال كشور اين است كه بختيار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامي، عكس‌العملي مثبت داشته باشند.

2- در پاسخ به پيام‌هاي تشكر از سوي مردم و يا شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به كشور، از سوي ايشان پيام تشكري خطاب به عموم انتشار يافت.

3- بازرگان موقتا از رهبري نهضت آزادي كناره‌گيري نمود و به مدرسه علوي نقل مكان كرد.
تذكر: در حكم نخست وزيري حضرت امام از وي خواسته شده بود تا بدون واسبتگي حزبي و گروهي به پست نخست وزيري اشتغال يابد.

4- دكتر سعيد، رييس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت‌ آيت‌الله العظمي خميني، مرجع عاليقدر تشيع را به خاك وطن از طرف خود و عموم نمايندگان خوش آمد مي‌گويم.

5- دلوايح محاكمه وزراي سابق و انحلال ساواك، در جلسه مجلس شورا به تصويب رسيد.


6- در مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دانشكده افسري، افسران جوان از سوگند وفاداري به شاه معاف شدند.

7- حجت‌الاسلام فلسفي پس از هشت سال ممنوعيت از سخنراني، در حضور امام و مردم ديدار كننده از ايشان، سخنراني كرد.



رویدادهای 18 بهمن 1357

1- حضرت امام در ديدار با روحانيون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت يك تكليف است.

2- فرماندار نظامي تهران به اين دليل كه مردم به مقررات حكومت نظامي اهميت نمي‌دهند، ساعات منع عبور و مرور را كاهش داد.

3- سيزده نفر ديگر از نمايندگان مجلس استعفا دادند.

4- مجمع عمومي سازمان ملل متحد از اوضاع ايران اظهار نگراني كرد.

رویدادهای 19 بهمن1357

1- جمعي از پرسنل نيروي هوايي با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حركت اسلامي مردم ايران و رهبري نهضت اعلام همبستگي كردند. ايشان همچنين از راهپيمايي مردم در حمايت از دولت مهندس بازرگان تشكر كردند.

2- ستاد ارتش، عكس روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل حضرت امام را تكذيب كرد.

3- طي روزهاي گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فرياد و خشم كليه اقشار در مقابل رژيم بود. بانك‌ها و ديگر مؤسسات دولتي مورد هجوم مردم به ستوه آمده از جنايت‌هاي شاه قرار گرفتند و شعله‌هاي آتش از همه سو زبانه مي‌كشيد.

4- امام خميني طي نطق كوتاهي كه از شكبه تلويزيوني كاركنان اعتصابي راديو و تلويزيون بطور مستقيم پخش مي‌شد ضمن آرزوي موفقيت براي كاركنان رسانه‌هاي گروهي گفتند: دستگاه‌هايي در اين قسمت بوده و هست كه بايستي در خدمت مردم مي‌بودند. ولي رژيم غاصب از آنها در راه هدف‌هاي نامشروع استفاده كرده است.

5- در درگيري‌هاي گرگان، پنج نفر كشته و يازده نفر مجروح شدند.

6- مهندس شريف امامي كه از طرف دادستاني ممنوع‌الخروج شده بود، از كشور گريخت.


رویدادهای 20 بهمن1357

1- با حمله مأموران گارد به پادگان نيروي هوايي تهران، جنگ خياباني آغاز شد. به گفته همافران، وقتي كه راديو اعلام كرد فيلم ورود امام خميني بعد از اخبار تلويزيون نمايش داده خواهد شد، آنها در سالن پادگان اجتماع كردند. با ظاهر شدن تصوير حضرت امام بر صفحه تلويزيون، طنين صلوات سالن را پر كرد و در اين هنگام، افراد گارد به سوي آنها تيراندازي كردند و درگيري آغاز شد.

2- مردم ساكن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامي كه از حمله نيروي گارد به همافران آگاه شدند، اهالي خيابان‌هاي اطراف را نيز با خبر كردند و طولي نكشيد كه جمعيت انبوهي در كنار ديوار خوابگاه گرد آمدند كه با فرياد الله‌اكبر از همافران حمايت مي‌كردند.

3- اجتماع مردم در كنار خوابگاه همافران نيروي هوايی كه از ساعت ده شب آغاز شده بود همچنان ادامه يافت. ترس مردم اين بود كه در صورت پراكنده شدن، نيروهاي گارد، مجددا به همافران حمله كنند، لذا از دفتر حضرت امام كسب تكليف كردند و دفتر امام توصيه كردند كه پراكنده نشويد.

4- مردم در كنار خوابگاه نيروي هوايي همچنان شعار مي‌دادند و خود را با آتش لاستيك‌هاي فرسوده گرم مي كردند كه در ساعت 5/3 بعد از نيمه شب مأموران حكومت نظامي با خودروهاي نظامي و در حاليكه از دور با شليك رگبار مسلسل‌ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله كردند. در اين هنگام مردم به كوچه‌هاي اطراف پناه بردند اما مأمورين توانستند يكصد و پنجاه و دو نفر را دستگير و به محل استقرار حكومت نظامي در كلانتري تهران و منتقل كنند. در بين دستگير شدگان دو روحاني نيز حضور داشتند.
تذكر: ظاهرا اولين كلانتري ساقط شده در جريان هجوم مردم همين كلانتري بود.


رویدادهای 21 بهمن1357

1- با آغاز درگيري مسلحانه، پرسنل انقلابي نيروي هوايي براي تسليح مردم در ازاء كارت پايان خدمت سربازي، يك قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختيار آنان قرار مي‌دادند.

2- درساعت 5/4 بعدازظهر كلانتري تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شديد بين مأمورين گارد و مردم ـ سقوط كرد و مردم و گاردي‌ها در اين زدو خورد چندين كشته و مجروح داشتند . از اين پس، كلانتري‌ها يكي پس از ديگري به دست مردم ساقط شدند.

3- فرماندار نظامي تهران در اعلاميه شماره چهل خود، ساعات حكومت نظامي را از ساعت چهار و نيم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزايش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به كلانتري‌ها و پادگان‌ها، فرماندار نظامي تهران در همين روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزايش داد. يعني مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نيم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند.


4- حضرت امام خميني در رابطه با حكومت نظامي اعلام شده از طرف فرماندار نظامي تهران، آن را ملغي اعلام كردند و گفتند: اعلاميه امروز حكومت نظامي خدعه و خلاف شرع است و مردم به هيچوجه به آن اعتنا نكنند ... اخطار مي‌كنم كه اگر دست از اين برادر کشي بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد ... تصميم آخر خود را به اميد خدا مي‌گيريم. همچنين دولت موقت، اعلاميه حكومت نظامي را یك توطئه توصيف كرد.

5- ميني‌بوس‌ها و ماشين‌هاي وابسته به ستاد كميته امام خميني، با بلندگو، لغو اعلاميه فرماندار نظامي را در سطح تهران اعلام كردند. گفتني است كه بنا به گفته‌ رحيمي، يكي از سران ارتش، حكومت نظامي تصميم داشت كه با افزايش ساعات حكومت نظامي، به انجام كودتا و سركوب مردم و خصوصا ترور و دستگيري رهبران نهضت، بپردازد. اين تصميم حضرت امام، توطئه بزرگي را در آستانه پيروزي نهضت در نطفه خفه كرد.

6- امام خميني در جواب به استعفاي افراد نيروي مسلح نوشتند: قسم براي حفظ قدرت طاغوتي صحيح نيست و مخالفت با آن واجب است و كساني كه قسم خورده‌اند بايد بر خلاف آن عمل كنند.

7- مردم مسلح به ياري افراد نيروي هوايي رفتند. جنگ خياباني در تهران اوج بيشتري پيدا كرد.

8- ده‌ها هزار تن از مردم در خيابان فرح‌آباد، پشت كيسه‌هاي شن و خاك سنگر گرفتند.

9- كلانتري‌هاي تهران نو، (چهارده و شانزده و بيست و يك و نه) و نارمك ده و يازده و شهر ري، سقوط كردند و همچنين يك هلي‌كوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد.

10- حجت‌الاسلام دكتر مفتح از جانب حضرت امام، عكس مندرج در روزنامه كيهان مبني بر رژه افسران نيروي هوايي در مقابل ايشان را كاملا صحيح و واقعي دانست.


11- از سوي دفتر تبليغات امام خميني، هر گونه تماس با بختيار و سران ارتش تكذيب شد.

12- امام خميني اعلام كردند كه من خودم اهل قلم و بيان هستم و هيچ سخنگويي ندارم.

13- ستاد امداد و سازمان ملي پزشكان، تعداد شهدا را تا ساعت يازده امشب، صد و بيست و شش تن ، و مجروين را ششصد و سي و چهار نفر ذكر كرد.

14- شمار كشته شدگان كه به بيمارستان جرجاني منتقل شده‌اند، به چهل و شش نفر رسيد و تعداد زخمي‌ها به علت كثرت آنها قابل شمارش نيست.

رویدادهای 22 بهمن1357

1- با تلاش برخي از دوستان بختيار و نيز نزديكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌اي با حضور بازرگان، بختيار و قره‌باغي تشكيل گردد. عباس اميرانتظام درباره اين جلسه مي‌گويد: قبل از جلسه، بختيار به من تلفن زد و گفت استعفاي خود را در جلسه تسليم خواهد كرد. ليكن بختيار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را براي جلسه فرستاد.

2- واحدهاي نظامي چند شهر، از جمله لشگر زرهي قزوين، به سوي تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگيري از ورود واحدهاي نظامي، مسدود كردند.

3- نبرد شديد مردم با نيروي گارد در خيابان‌هاي تهران شدت بيشتري پيدا كرد.

4- در پي درگيري‌هاي اخير، پزشكی قانوني مملو از شهدايي است كه در چند روز اخير كشته و شناسايي نشده‌اند.

5- تسليحات ارتش، زندان اوين، ساواك سلطنت آباد، مجلسين سنا و شورا،‌ راديو و تلويزيون، نخست وزيري، ژاندارمري و شهرباني، به دست مردم تصرف شد.

6- نصيري، رييس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحيمي، توسط مردم بازداشت شدند. همچنين سپهبد بدره‌اي، فرمانده نيروي زميني، محمد امين و بيگلري، جانشين فرماندگان گارد، به هلاكت رسيدند.

7- فرماندهان نيروهاي سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خميني، استعفاي خود را تقدم كردند.

8- با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌هاي مسلح پشتيباني خود را از امام اعلام كردند.

9- حضرت امام به دنبال سقوط نهادهاي اصلي رژيم و عقب‌نشيني ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند.

10- رييس ستاد كل ارتش از جمله مواردي كه موجب شد ارتش اعلام بي‌طرفي كند، اينها بود: رييس ستاد شهرباني به كلانتري‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حاليكه اين خلاف دستور بود. اعزام نيروهاي زبده كمكي براي افسران محاصره شده در مسلسل‌سازي به جهت تمرد آنها بي‌نتيجه ماند. سربازان به طور دسته جمعي فرار مي‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌مي گشتند. نيروهاي زرهي به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تير خوردن سرلشكر رياحي، موفق به كار نشدند. نيروي هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بي‌نظمي عمومي، نافرماني و اعلام همبستگي افسران عالي رتبه با كميته امام خميني همه گير شده بود.

11- انقلاب اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي را سرنگون كرد.

12- امام خميني طي پيام ديگري خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمن هنوز به پايان نرسيده است. دشمن از انواع وسايل و دسايس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمين است. تنها هوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمان‌هاي رهبري و دولت موقت اسلامي است كه توطئه‌ها را نقش بر آب مي‌سازد ... با دولت موقت اسلامي همكاري نماييد تا با حول و قوه الهي هر چه زودتر با همكاري يكديگر ايران اسلامي آباد و آزاد را مورد غبطه جهانيان بسازيم.

13- مهندس بازرگان طي يك نطق تلويزيوني، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بيطرفي ارتش در مسائل سياسي گفت: تيمسار قره‌باغي در ملاقات حضوري، همكاري خود را با دولت موقت اينجانب اظهار نموده است.

14- از سوي حضرات آيات مرعشي نجفي و شيرازي، اعلاميه‌هاي جداگانه‌اي خطاب به ملت ايران منتشر گرديد و پيروزي انقلاب اسلامي تبريك گفته شد.

15- پس از سقوط رژيم سلطنتي، همافران نيروي هوايي كه در حركت نظامی مردم نقش مهمي داشتند‌، از همكاري و مدد رساني به موقع مردم تشكر كردند.

16- به مناسبت سقوط رژيم شاه، از سوي ياسر عرفات پيام تبريكي خطاب به حضرت امام فرستاده شد.


17- آيت‌الله خويي با ارسال تلگرافي براي حضرت امام، ورود ايشان را به ايران تبريك گفت.


وقايع انقلاب آن قدر سريع بود كه حتي مقامات آمريكايي در آخرين روزها نمي‌دانستند انقلاب پيروز شده است. اتاق عمليات كاخ سفيد از طرف برژينسكي، تلفني از ساليوان مي‌پرسيد: آيا هنوز امکان كودتا وجود دارد؟




 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ساعت 11:21. -


گرامی باد دهه فجر انقلاب اسلامی

 


 

نوشته شده توسط گمنام66 در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ساعت 11:17. -


واگویه پسر شهید احمدی روشن با حضرت خورشید

من به پدرم یه قول مردونه دادم...

مشرق: سلام آقاجون! من چهارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم، چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.

مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. امّا نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!
این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره. نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.

امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت، یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتّی به مامانم هم نگفتم.

بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.

تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده، مخصوصاً برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم.

آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود، شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!
بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم، امّا اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد، عین خیالش نبود.

فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم، می گفت چشب پسرم، چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. امّا بابام میگه بزار بزرگتر بشی، اونوقت برات می خرم.

امّا... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده، خیلی ناراحت می شه. شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... امّا نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلّمون پیچیده، مطمئنّم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!
شادی روح مطهّر شهید آقا مصطفی احمدی روشن صلوات. یازهرا


 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه دوم بهمن 1390 ساعت 12:40. -


شهدای گمنام

تشییع  پیکر پاک دو تن از شهدای گمنام  در روز اربعین حسینی در شهرستان نور .

 

مراسم تشییع  پیکر پاک دو تن از شهدای گمنام به سن های ۲۰ و ۲۲ ساله که در  یکی در فاو در عملیات ولفجر۸ و دیگری در سومار به شهادت نائل گشته بودند. در روز اربعین حسینی  با حضور مردم شهید پرور و همیشه در صحنه نور برگزار گردید و سپس در محل دانشگاه بین المللی تربیت مدرس شهرستان نور به خاک سپرده شدند .


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 15:40. -


دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه  ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی باد.

اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحص شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».


 

نوشته شده توسط گمنام66 در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ساعت 12:4. -


فیلتر شکن تضمینی !!!

فیلتر شکن تضمینی !!!
امروز می‌خواهیم چند تا فیل‌تر شکن برای شما معرفی کنیم این فیل‌تر شکن‌ها صد در صد کار می‌کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می‌توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روز‌ها فیلترشکن‌های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می‌ریزند و به هدفی هم که دارید نمی‌رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیل‌تر درست می‌کنند.
 
به گزارش باشگاه خبرنگاران، از این فیل‌تر شکن‌ها که وارد دنیای انسان‌ها شده‌اند می‌توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود.
 وقتی انسان مرتکب گناه می‌شود به مرور و تکرار گناه‌ها خودش را از خدا دور‌تر می‌کند و کم کم گناهان فیلترهایی می‌شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می‌گردند در این نوشته قصد داریم فیل‌تر شکن‌هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از ان‌ها هیچ فیلتری نمی‌تواند مانع شما شود.
 
۱- نماز: بهترین فیل‌تر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیل‌تر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیل‌تر شکن این است که مانع می‌شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید «ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴
 
۲- قرآن: لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیل‌تر شکن بی‌بدیل استفاده می‌کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می‌زنند برای استفاده از این فیل‌تر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.
 
۳- ولایت: این فیل‌تر شکن بسیار قوی عمل می‌کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد.


 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت 16:27. -


خاطره ...

توی بحبوحه عملیات یکدفعه تیربار ژ۳ از کار افتاد!

گفتم:

چی شد؟

جوونک بسیجی گفت:

شلیـــک نمی کنه. نمی دونم چـــرا؟!

وارسی کردیم، تیربار سالم بود. دیدیم انگشت سبابه پسره، قطع شده؛

بنده ی خدا از بس داغ بود ، تیرخورده بود و نفهمیده بود!

با انگشت دیگرش شروع کرد تیراندازی کردن.

بعد از عملیات دیدیم ناراحته.

انگشتش را باندپیچی کرده بود.

رفتیم بهش دلداری بدیم.

گفتیم شاید غصّه انگشتشو می خوره؛

بهش گفتیم:

بابا، بچه ها شهید می شن! یک بند انگشت که این حرف ها رو نداره!

گفت :

انگشت کیلو چنده بابا ؟ عزا گرفتم که دیگه نـــمی تونم درست تیــرانــدازی کنــــم!

 


 

نوشته شده توسط گمنام66 در یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت 10:25. -


یادواره شهید نماز

پنجمین یادواره شهداوسرداران شهید

 پایگاه امام سجاد(ع) حوزه مقاومت بسیج قدس

رييس سازمان ايثارگران نيروي زميني ارتش: ارتش جمهوري اسلامي 48 هزار شهيد تقديم انقلاب كرده است
29 فروردين 1389-11:09:16
منبع: خبرگزاري حيات
پيوند: براي توضيحات بيشتر اينجا كليك كنيد
فرستنده: دبيرسايت

براي نمايش كامل تصوير كليك كنيد

 

زمان : جمعه ۱۶/۱۰/۱۳۹۰   مکان :مسجد امام سجاد آمل

با سخنرانی:  رئیس سازمان امور ایثارگران نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی 

 سرهنگ جعفری  

 برگزاری یادواره‌های شهدا برای تجدید خاطره، عهد و پیمان و تجدید بیعت با امام امت و شهیدان  جنگ تحمیلی لازم و ضروری است.

  جعفری در بیان خاطرات جبهه و جنگ اذعان داشت: باید برای همیشه یادمان باشد تا نکند در دنیا به خاطر مقام و منصب پا بر روی خون شهدا بگذاریم زیرا آنها هیچ وقت پا بر روی حتی جنازه همرزمان خود نگذاشتند.

بیان خاطراتی از همرزمانش و گفت و گوی زنده تلفنی جانباز قطع نخاعی رمضان روحی یایچی سرباز فداکار ارتش جمهوری اسلامی ایران  با مردم شریف آمل و حضار  در مراسم یادواره تلفنی 
آشنایی با جانباز روحی :وبلاگ الله 3000
 

و مداحی:  برادر حاج سید مهدی میر داماد

   یادواره شهیدامیر سر لشگر قاسمی

و شهدای حوزه مقاومت بسیج  ۰۷آمل با شرکت خانواده معزز شهدا  و بسیجیان و ایثارگران  و مردم همیشه در صحنه و مقاوم  هزار سنگر آمل برگزار شد .


 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه هفدهم دی 1390 ساعت 9:52. -


24 ساعت بدون نفت خلیج فارس در دنیا

دریادار فدوی:
دنیا نمی‌تواند ۲۴ ساعت بدون نفت خلیج فارس طاقت بیاورد/بستن تنگه هرمز را تجربه کرده‌ایم

خبرگزاری فارس: فرمانده نیروی دریایی سپاه با اشاره به توانایی کامل ایران برای بستن تنگه حیاتی هرمز، گفت: دنیا نمی‌تواند ۲۴ ساعت بدون نفت خلیج فارس طاقت بیاورد.

خبرگزاری فارس: دنیا نمی‌تواند ۲۴ ساعت بدون نفت خلیج فارس طاقت بیاورد/بستن تنگه هرمز را تجربه کرده‌ایم


ادامـــه ي مـطــلــب

 

نوشته شده توسط گمنام66 در شنبه هفدهم دی 1390 ساعت 8:54. -


من که شهید شدم باید مرا از روی پا بشناسید.

آخرین باری که حاج یونس مرخصی گفت : حاج قاسم سلیمانی اسم تیپ ما را گذاشته امام حسین . شما دوست داری اسم تیپ ما چی باشه ؟

یونس زنگی آبادی ، فرمانده تیپ امام حسین(صلوات الله علیه) از لشکر ۴۱ ثارالله ، وقتی در عملیات کربلای ۵ ، دست در دست مولایش گذاشت ، تنها ۲۵ سال داشت.

آخرین باری که حاج یونس مرخصی گفت : حاج قاسم سلیمانی اسم تیپ ما را گذاشته امام حسین . شما دوست داری اسم تیپ ما چی باشه ؟

گفتم : هر چی خودت دوست داری .

گفت : چون اسم تیپ ما امام حسین است ، دوست دارم مثل امام حسین شهید شوم .
بعد از کمی مکث ادامه داد: من که شهید شدم باید مرا از روی پا بشناسید.

روزی که رفتم تعاون برای شناسایی جسد ، روی تابوت را که کنار زدم جای سر ، پاهایش بود .

سلام بر او در روزی که زاده شد ، و در روزی که به شهادت رسید ، و در روزی که دیگر بار زنده برانگیخته خواهد شد

               یونس زنگی آبادی ، فرمانده تیپ امام حسین(صلوات الله علیه) از لشکر ۴۱ ثارالله



                                از راست: شهید احمد امینی -حاج قاسم سلیمانی - یونس زنگی آبادی



                                                              

                                                           حاج یونس و یادگارش


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 16:15. -


بدون شرح ....

     و     

 و اما ......

 


 

نوشته شده توسط گمنام66 در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 12:24. -